خودکشی؛ بحرانی که پیش از آنکه به «حادثه» تبدیل شود، باید دیده شود
به گزارش سپهر روان، خودکشی یکی از پیچیدهترین و چندلایهترین مسائل حوزه سلامت روان و آسیبهای اجتماعی است؛ پدیدهای که نمیتوان آن را صرفاً به یک تصمیم فردی، یک اختلال روانی یا یک اتفاق ناگهانی نسبت داد، چرا که در بسیاری از موارد، آنچه در نهایت به یک اقدام خودآسیبرسان منجر میشود، حاصل برهمکنش تدریجی مجموعهای از عوامل فردی، روانشناختی، خانوادگی و اجتماعی است.
از این منظر، مواجهه حرفهای با خودکشی نیز نمیتواند صرفاً پس از وقوع اقدام آغاز شود، بلکه باید از مرحله شناسایی نشانههای هشدار، تقویت عوامل محافظتی، افزایش سواد سلامت روان، تسهیل دسترسی به خدمات تخصصی و ایجاد محیطی عاری از قضاوت برای کمکخواهی آغاز شود؛ رویکردی که در آن، پیشگیری نه یک اقدام مقطعی، بلکه فرآیندی مستمر و چندسطحی است و سازمانهایی مانند بهزیستی و اورژانس اجتماعی میتوانند در حساسترین نقطه این زنجیره، یعنی لحظهای که فرد در معرض بحران قرار گرفته است، نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
خودکشی را نمیتوان در یک علت خلاصه کرد
سرپرست ادارهکل بهزیستی استان همدان با اشاره به اهمیت موضوع خودکشی و ضرورت توجه جدی به آن در نظام اجتماعی و سلامت روان، تأکید کرد که پیشگیری از این پدیده نیازمند همراهی و مشارکت مجموعهای از دستگاهها، نهادها، متخصصان و البته رسانههاست؛ چرا که آسیبهای اجتماعی معمولاً در یک ساختار تکعلتی شکل نمیگیرند و نمیتوان انتظار داشت یک سازمان بهتنهایی بتواند تمامی ابعاد آن را مدیریت کند.
محمد قادری احسانپور با بیان اینکه بحرانهای روانی و اجتماعی میتوانند افراد را فارغ از سطح تحصیلات، جایگاه اجتماعی، شغل یا موقعیت اقتصادی تحت تأثیر قرار دهند، بر ضرورت پرهیز از نگاههای کلیشهای به این مسئله تأکید کرد و نقش رسانهها را در آگاهیبخشی، مطالبهگری و معرفی ظرفیتهای حمایتی بهزیستی مهم دانست؛ بهویژه آنکه بهزیستی دارای طیف گستردهای از مأموریتها و خدمات اجتماعی است و آگاهی عمومی از این ظرفیتها میتواند در زمان بروز بحران، فاصله میان «نیاز به کمک» و «دسترسی به کمک» را کاهش دهد.
وقتی بحران هنوز قابل مداخله است
رئیس اداره فوریتهای اجتماعی بهزیستی استان همدان با اشاره به فعالیت شبانهروزی اورژانس اجتماعی و پوشش کامل این خدمات در استان، اظهار کرد: بررسیهای انجامشده درباره افرادی که اقدام به خودکشی داشتهاند نشان میدهد حدود ۴۱ درصد آنان سابقه تعارضات خانوادگی و حدود ۱۷ درصد سابقه افسردگی داشتهاند؛ دادههایی که اگرچه نمیتوانند پیچیدگی تجربه هر فرد را در یک عدد خلاصه کنند، اما ضرورت توجه همزمان به سلامت روان، کیفیت روابط خانوادگی و شرایط اجتماعی را برجسته میکنند.
ناصر شایگان همچنین با اشاره به حضور قابل توجه نوجوانان و دانشآموزان در میان گروههای نیازمند مداخله، بر اهمیت شناسایی زودهنگام مشکلات تأکید کرد؛ زیرا بسیاری از بحرانها پیش از رسیدن به مرحله حاد، نشانههایی دارند که اگر توسط خانواده، مدرسه، متخصصان و شبکه اجتماعی اطراف فرد جدی گرفته شوند، میتوان امکان مداخله و دریافت حمایت را افزایش داد.
در چنین شرایطی، هدف اصلی مداخله اجتماعی آن است که فرد در نقطهای که احساس میکند راهی برای خروج از بحران ندارد، تنها نماند و بتواند به یک شبکه حمایتی و تخصصی متصل شود.
اورژانس اجتماعی؛ نقطه اتصال بحران به حمایت تخصصی
اورژانس اجتماعی بهزیستی با سه محور اصلی شامل خط تلفنی ۱۲۳، خدمات سیار اجتماعی و مراکز مداخله در بحران فعالیت میکند و فلسفه وجودی این ساختار، ورود تخصصی و سریع به موقعیتهایی است که ادامه یافتن بحران میتواند پیامدهای جدی برای فرد، خانواده یا جامعه به همراه داشته باشد.
در این ساختار، خط ۱۲۳ صرفاً یک شماره تلفن برای دریافت تماس نیست، بلکه میتواند نخستین نقطه اتصال فرد یا خانواده با یک فرآیند تخصصی مداخله باشد؛ فرآیندی که در آن مشاوران پس از دریافت تماس، شرایط را بررسی میکنند، اطلاعات لازم را دریافت و ارزیابی اولیه را انجام میدهند و در صورت ضرورت، زمینه ارجاع یا اعزام تیم تخصصی را فراهم میکنند.
تیمهای اورژانس اجتماعی نیز با بهرهگیری از ظرفیت روانشناس، مددکار اجتماعی و در موارد مورد نیاز پزشک، تلاش میکنند ابتدا شدت بحران را کاهش دهند، شرایط را تا حد امکان تثبیت کنند و سپس فرد را به سمت خدمات تخصصی متناسب هدایت کنند؛ بنابراین، مداخله در بحران را نباید با درمان بلندمدت یکی دانست، زیرا مأموریت اصلی اورژانس اجتماعی، عبور ایمن فرد از نقطه بحرانی و فراهم کردن امکان دسترسی او به حمایتهای بعدی است.
بحران پایان مسیر نیست؛ نقطهای برای تغییر مسیر است
معصومه کاشی، رئیس اورژانس اجتماعی همدان، با تأکید بر قابل پیشگیری بودن خودکشی، بر اهمیت دسترسی افراد درگیر بحران به حمایت تخصصی تأکید کرد و گفت خط ۱۲۳ به صورت شبانهروزی و رایگان آماده پاسخگویی به شهروندان است. اهمیت این موضوع در آن است که فرد در بحران ممکن است در یک بازه زمانی محدود، با شدت بالایی از آشفتگی هیجانی، ناامیدی، تعارض یا احساس ناتوانی مواجه شود و در چنین شرایطی، وجود یک مسیر روشن و در دسترس برای کمکخواهی میتواند اهمیت حیاتی داشته باشد.
نگاه تخصصی به بحران به این معناست که فرد نه با برچسب و قضاوت، بلکه با رویکرد حمایتی و حرفهای مواجه شود؛ چرا که انگ اجتماعی و ترس از قضاوت میتواند یکی از موانع مهم در مسیر مراجعه و کمکخواهی باشد.
وقتی فرد بداند بیان یک بحران روانی یا اجتماعی الزاماً به معنای برچسب خوردن، سرزنش شدن یا طرد شدن نیست و در مقابل، میتواند او را به خدمات تخصصی متصل کند، احتمال استفاده از منابع حمایتی افزایش پیدا میکند و همین مسئله میتواند یکی از عناصر مهم پیشگیری باشد.
خانواده؛ نخستین شبکه حمایت یا نخستین میدان تعارض؟
وقتی در بخشی از پروندههای اقدام به خودکشی، سابقه تعارضات خانوادگی دیده میشود، نمیتوان نقش خانواده را در فرایند پیشگیری نادیده گرفت؛ خانواده در حالت مطلوب میتواند مهمترین منبع حمایت عاطفی، اجتماعی و روانی فرد باشد، اما زمانی که ارتباط مؤثر از میان میرود، تعارضات مزمن شکل میگیرد یا فرد احساس میکند شنیده و درک نمیشود، همین شبکه ممکن است به یکی از منابع فشار تبدیل شود.
به همین دلیل، مداخلات حرفهای در حوزه خودکشی نباید صرفاً بر فرد متمرکز بماند و در موارد لازم باید ساختار روابط خانوادگی، کیفیت ارتباط، منابع حمایتی و شرایط اجتماعی پیرامون فرد نیز مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، آموزش خانوادهها برای شناخت تغییرات رفتاری، افزایش مهارت گفتوگو و ایجاد فضای امن برای بیان مشکلات میتواند به تقویت عوامل محافظتی کمک کند؛ بهویژه در مورد نوجوانان که بسیاری از مسائل روانی و اجتماعی آنان در تعامل مستقیم با خانواده، مدرسه و گروه همسالان شکل میگیرد.
نوجوانان؛ جمعیتی که پیشگیری درباره آنان باید زودتر آغاز شود
اشاره مسئولان اورژانس اجتماعی به حضور قابل توجه نوجوانان و دانشآموزان در میان افراد نیازمند مداخله، اهمیت سیاستگذاری پیشگیرانه در مدارس را بیش از گذشته آشکار میکند؛ چرا که مدرسه تنها محل آموزش دروس رسمی نیست و بخش قابل توجهی از تجربه اجتماعی، هویتی و عاطفی نوجوان نیز در این محیط شکل میگیرد.
نوجوان ممکن است در مواجهه با تعارض خانوادگی، فشار همسالان، مشکلات ارتباطی، شکستهای تحصیلی، احساس طردشدگی یا بحرانهای هویتی، نتواند بهتنهایی هیجانات و فشارهای تجربهشده را مدیریت کند و در چنین شرایطی، وجود یک بزرگسال قابل اعتماد، مشاور آموزشدیده و مسیر مشخص برای دریافت کمک میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
اجرای برنامههای آزمایشی کاهش آسیبهای اجتماعی در برخی مدارس همدان نیز از همین منظر قابل توجه است؛ زیرا پیشگیری مؤثر زمانی اتفاق میافتد که نظام اجتماعی منتظر رسیدن فرد به نقطه بحرانی نماند و بتواند پیش از تشدید مشکل، نشانههای آسیبپذیری را شناسایی و برای حمایت از فرد و خانواده اقدام کند.
رسانه؛ اگر درست روایت کند، خودش بخشی از مداخله است
در موضوع خودکشی، رسانه با یک مسئولیت دوگانه مواجه است؛ از یک سو باید واقعیت اجتماعی را انکار نکند و از سوی دیگر، نحوه روایت آن نباید به بازتولید آسیب یا عادیسازی رفتار پرخطر منجر شود.
روایت حرفهای خودکشی باید از پرداختن به جزئیات غیرضروری، هویت افراد و اطلاعاتی که ارزش پیشگیرانه ندارند فاصله بگیرد و در مقابل، توجه مخاطب را به عوامل خطر، عوامل محافظتی، اهمیت کمکخواهی، نقش خانواده، خدمات تخصصی و مسیرهای دریافت حمایت معطوف کند.
در این چارچوب، رسانه دیگر صرفاً ناقل یک حادثه نیست، بلکه میتواند به یکی از اجزای نظام پیشگیری تبدیل شود؛ زیرا یک گزارش حرفهای میتواند به مخاطبی که خود یا یکی از نزدیکانش در شرایط دشوار قرار دارد، نشان دهد که بحران قابل طرح است، کمک گرفتن نشانه ضعف نیست و برای عبور از شرایط بحرانی مسیرهای تخصصی وجود دارد.
این همان نقطهای است که روزنامهنگاری سلامت از «خبررسانی درباره آسیب» به «خبررسانی برای پیشگیری از آسیب» تغییر جهت میدهد.
افزایش تماس با ۱۲۳؛ یک عدد با دو معنای متفاوت
افزایش تماس افراد با خط ۱۲۳ را نیز نمیتوان بدون تحلیل زمینهای صرفاً به معنای افزایش بحرانهای اجتماعی تفسیر کرد؛ زیرا افزایش تماسها میتواند همزمان دو واقعیت متفاوت را بازتاب دهد: از یک سو ممکن است بیانگر وجود مسائل و بحرانهای بیشتر در جامعه باشد و از سوی دیگر میتواند نشاندهنده افزایش آگاهی مردم نسبت به خدمات حمایتی و رشد اعتماد آنان به امکان دریافت کمک باشد.
در حوزه سلامت روان، «کمکخواهی» خود یک شاخص مهم است؛ فردی که در شرایط بحرانی قرار دارد اما نمیداند از چه مسیری باید کمک دریافت کند، ممکن است در سکوت با بحران مواجه شود، در حالی که فردی که شمارهای مانند ۱۲۳ را میشناسد و میداند میتواند بدون پرداخت هزینه با یک خدمت حمایتی تماس بگیرد، حداقل یک مسیر برای خروج از انزوا در اختیار دارد.
از این منظر، معرفی درست خدمات حمایتی توسط رسانهها، مدارس، خانوادهها و نهادهای اجتماعی صرفاً اطلاعرسانی عمومی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت پیشگیری محسوب میشود.
پیشگیری از خودکشی؛ از «نجات در لحظه» تا ساختن جامعهای حمایتگر
پیشگیری پایدار از خودکشی زمانی محقق میشود که جامعه صرفاً در لحظه وقوع بحران وارد عمل نشود، بلکه از مدتها قبل، عوامل محافظتی را تقویت کرده باشد؛ خانوادهای که امکان گفتوگوی بدون قضاوت دارد، مدرسهای که سلامت روان دانشآموزان را جدی میگیرد، متخصصی که در دسترس است، خدمات اجتماعی که در زمان بحران پاسخگو هستند و رسانهای که به جای بازنمایی هیجانی حادثه، مسیر کمکخواهی را به مخاطب نشان میدهد، هر کدام بخشی از یک زنجیره واحد هستند.
در چنین نگاهی، پیشگیری از خودکشی نه یک مسئولیت فردی و نه صرفاً وظیفه یک سازمان، بلکه یک مسئله بینبخشی است که سلامت روان، سیاست اجتماعی، آموزش، خانواده، رسانه و خدمات حمایتی را به یکدیگر پیوند میدهد، هر اندازه این حلقهها هماهنگتر عمل کنند، احتمال آنکه یک فرد در لحظه بحران بدون حمایت باقی بماند کمتر خواهد شد.
سپهر روان؛ روایت انسان پیش از روایت حادثه
بازدید اصحاب رسانه از مرکز اورژانس اجتماعی همدان و آشنایی با فرآیند فعالیت خط ۱۲۳، یک پرسش جدی را برای روزنامهنگاری حوزه سلامت روان مطرح میکند: آیا وظیفه رسانه تنها روایت کردن آن چیزی است که اتفاق افتاده، یا میتواند درباره آنچه میتوان از وقوع دوبارهاش پیشگیری کرد نیز روایت بسازد؟ پاسخ به این پرسش، مرز میان خبر عمومی و روزنامهنگاری تخصصی سلامت روان را مشخص میکند.
«سپهر روان» تلاش دارد در مواجهه با موضوعاتی مانند خودکشی، خشونت، آسیبهای اجتماعی و بحرانهای روانی، از روایت صرف حادثه عبور کند و به سراغ لایههایی برود که کمتر دیده میشوند؛ از عوامل زمینهای و روانشناختی گرفته تا نقش خانواده، کیفیت حمایت اجتماعی، دسترسی به خدمات، موانع کمکخواهی و مسئولیت نهادهای اجتماعی.
در این نگاه، فرد در معرض بحران پیش از آنکه «سوژه یک خبر» باشد، انسانی است که ممکن است در یکی از دشوارترین لحظات زندگی خود به حمایت نیاز داشته باشد و رسانه حرفهای باید به جای افزایش فاصله میان او و جامعه، مسیر اتصال او به منابع حمایت را کوتاهتر کند.
یک تماس میتواند آغاز یک مسیر باشد
خط ۱۲۳ اورژانس اجتماعی به صورت شبانهروزی و رایگان پاسخگوی شهروندانی است که درگیر بحرانهای اجتماعی و روانی هستند و در صورت نیاز میتواند مسیر دریافت مداخله تخصصی و خدمات سیار اجتماعی را فعال کند.
در شرایطی که یک وضعیت حاد و فوری در جریان است، بسته به ماهیت و شدت موقعیت، استفاده از خدمات فوریتهای پزشکی، انتظامی و آتشنشانی از طریق شمارههای ۱۱۵، ۱۱۰ و ۱۲۵ نیز ضرورت پیدا میکند.
با این حال، شاید مهمترین پیام در حوزه پیشگیری از خودکشی این باشد که کمکخواهی را نباید به آخرین مرحله موکول کرد؛ هرچه فاصله میان مشاهده نشانههای خطر و دریافت حمایت تخصصی کوتاهتر شود، فرصت بیشتری برای مداخله، کاهش بحران و فعالسازی عوامل محافظتی وجود خواهد داشت.
روایت سپهر روان از اورژانس اجتماعی همدان، در نهایت به یک گزاره ساده اما عمیق میرسد: پیشگیری از خودکشی فقط نجات یک انسان در لحظه بحران نیست؛ ساختن شبکهای از خانواده، متخصص، مدرسه، جامعه و رسانه است که اجازه ندهد انسانِ گرفتار بحران، در سختترین لحظه زندگی خود تنها بماند.







ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0