کارشناس ارشد روانشناس بالینی در گفت‌و‌گو با سپهر روان :

خودکشی را نمی‌توان به یک اختلال روانی تقلیل داد؛ «شنیدن بدون قضاوت» نخستین گام پیشگیری است

روانشناس بالینی با تأکید بر ماهیت پیچیده، چندلایه و چندعاملی پدیده خودکشی، «شنیدن فعالانه و بدون قضاوت»، ایجاد فضایی امن برای بیان احساسات و نگرانی‌ها و همچنین تسهیل دسترسی به خدمات و حمایت‌های تخصصی روان‌شناختی و روان‌پزشکی را از مهم‌ترین و مؤثرترین اقدامات پیشگیرانه برشمرد.

خودکشی از پیچیده‌ترین مسائل حوزه سلامت روان است؛ پدیده‌ای که نمی‌توان شکل‌گیری آن را صرفاً به یک اختلال روانی، یک شکست عاطفی، مشکلات خانوادگی یا فشارهای اقتصادی نسبت داد، بلکه مجموعه‌ای از عوامل فردی، روان‌شناختی، خانوادگی، اجتماعی و محیطی می‌تواند در شرایطی خاص، فرد را در معرض یک بحران جدی قرار دهد، در چنین شرایطی، شناسایی نشانه‌های هشدار، تقویت تاب‌آوری و مهارت حل مسئله، کاهش انگ مراجعه به متخصصان سلامت روان، ایجاد شبکه حمایت اجتماعی و فراهم کردن امکان دسترسی به خدمات تخصصی، از مهم‌ترین مؤلفه‌های پیشگیری به شمار می‌رود.

همزمان با روز جهانی پیشگیری از خودکشی، توجه به ابعاد مختلف این پدیده بیش از آنکه نیازمند تکرار شعارهای مناسبتی باشد، به گفت‌وگویی مسئولانه و مبتنی بر واقعیت‌های روان‌شناختی و اجتماعی نیاز دارد؛ گفت‌وگویی که در آن به جای ساده‌سازی مسئله، باید به عوامل خطر، عوامل محافظ، نقش خانواده، مدرسه، جامعه و رسانه و همچنین ضرورت مداخله زودهنگام پرداخت.

در همین راستا، ستاره سهیلی، کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی،مشاور دانشگاه بوعلی‌سینا و روانشناس شبکه بهداشت و درمان، در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار پایگاه خبری تخصصی سپهر روان، با تشریح ابعاد مختلف پیشگیری از خودکشی، بر ضرورت نگاه چندبعدی به این پدیده تأکید کرد و گفت: «خودکشی مسئله‌ای چندعاملی است و نمی‌توان آن را تنها به وجود یا نبود یک اختلال روانی نسبت داد.»

خودکشی؛ پدیده‌ای فراتر از یک تشخیص روان‌شناختی

سهیلی با تأکید بر اینکه نگاه تک‌بعدی به خودکشی می‌تواند مانع شناخت صحیح عوامل مؤثر بر آن شود، اظهار کرد:« اختلالات روانی می‌توانند یکی از عوامل خطر باشند، اما خودکشی را نمی‌توان به شکل مطلق معادل ابتلا به یک اختلال روانی دانست.»

وی افزود: «عوامل روان‌شناختی، روابط خانوادگی، شرایط اجتماعی، مشکلات اقتصادی، تجربه طردشدگی، بحران‌های عاطفی، فشارهای تحصیلی و شغلی و همچنین ویژگی‌های فردی مانند میزان تاب‌آوری و توانایی حل مسئله، ممکن است در کنار یکدیگر قرار بگیرند و شرایطی را ایجاد کنند که فرد احساس کند توان مقابله با وضعیت موجود را ندارد.»

روانشناس بالینی ادامه داد: «تفاوت میان افراد نیز در این زمینه بسیار مهم است؛ ممکن است دو نفر با یک مسئله نسبتاً مشابه مواجه شوند، اما واکنش آنها یکسان نباشد. فردی که از حمایت اجتماعی مناسب، مهارت حل مسئله، توانایی تنظیم هیجان و منابع روانی بیشتری برخوردار است، ممکن است بحران را مدیریت کند، در حالی که فرد دیگری در همان شرایط احساس درماندگی بیشتری داشته باشد.»

سهیلی تصریح کرد: «به همین دلیل، پیشگیری از خودکشی باید پیش از رسیدن فرد به نقطه بحران آغاز شود و جامعه باید روی عوامل محافظتی مانند افزایش تاب‌آوری، آموزش مهارت‌های زندگی، تقویت روابط سالم و ایجاد امکان دسترسی آسان‌تر به خدمات سلامت روان سرمایه‌گذاری کند.»

چگونه یک بحران موقت می‌تواند به یک بحران جدی تبدیل شود؟

وی درباره روند تبدیل یک بحران روانی به افکار خودکشی بیان کرد:« انسان‌ها در طول زندگی با بحران‌ها، ناکامی‌ها و اتفاقات دشوار مواجه می‌شوند و تجربه بحران به خودی خود به معنای حرکت فرد به سمت خودکشی نیست؛ مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که فرد در مواجهه با فشار روانی احساس کند هیچ راه دیگری برای حل مسئله وجود ندارد.»

مشاور دانشگاه بوعلی سینا افزود: «وقتی فرد مهارت حل مسئله کافی ندارد، نمی‌تواند هیجانات خود را مدیریت کند یا از شبکه حمایتی مناسبی برخوردار نیست، ممکن است یک مسئله موقت در ذهن او به یک بن‌بست دائمی تبدیل شود.»

سهیلی با اشاره به اهمیت نحوه ادراک فرد از بحران گفت:« گاهی شدت واقعی یک مشکل با شدت تجربه‌شده آن یکسان نیست و آنچه اهمیت پیدا می‌کند، نحوه برداشت فرد از شرایط و میزان توانایی او برای مقابله با آن است.»

وی خاطرنشان کرد: «به همین دلیل، در برنامه‌های پیشگیری باید به جای تمرکز صرف بر بحران نهایی، مهارت‌هایی را به افراد آموزش دهیم که بتوانند در مراحل ابتدایی فشار روانی، مسئله را شناسایی، درباره آن صحبت و برای دریافت کمک اقدام کنند.»

بسیاری از بحران‌ها پیش از رسیدن به نقطه اوج، نشانه‌هایی دارند

سهیلی درباره نشانه‌های هشداردهنده در افراد در معرض خطر اظهار کرد: «تغییرات ناگهانی در رفتار و الگوی زندگی فرد می‌تواند برای اطرافیان یک علامت هشدار باشد و نباید بدون توجه از کنار آن عبور کرد.»

وی ادامه داد: «گوشه‌گیری و انزوای غیرمعمول، افت خلق، از دست دادن انگیزه، کاهش علاقه به فعالیت‌هایی که فرد پیش‌تر از آنها لذت می‌برد، افت عملکرد تحصیلی یا شغلی و تغییرات محسوس در روابط اجتماعی، از جمله تغییراتی هستند که می‌توانند نیازمند توجه بیشتر باشند.»

روانشناس شبکه بهداشت و درمان افزود: «صحبت مستقیم یا غیرمستقیم درباره مرگ و خودکشی، خداحافظی‌های غیرمعمول و بخشیدن وسایل ارزشمند نیز از مواردی است که باید جدی گرفته شود، به‌ویژه زمانی که این نشانه‌ها همراه با تغییرات محسوس رفتاری یا افزایش انزوا مشاهده شوند.»

وی تأکید کرد:« وجود یک نشانه به‌تنهایی به معنای وجود خطر قطعی نیست، اما مجموعه تغییرات رفتاری باید حساسیت اطرافیان را افزایش دهد و زمینه را برای گفت‌وگو و در صورت نیاز، ارجاع فرد به متخصص فراهم کند.»

«جلب توجه» خواندن تهدید به خودکشی می‌تواند یک خطای جدی باشد

سهیلی یکی از باورهای آسیب‌زا در جامعه را بی‌اهمیت دانستن صحبت‌های فرد درباره خودکشی عنوان کرد و گفت: «گاهی اطرافیان تصور می‌کنند فردی که درباره خودکشی صحبت می‌کند، تنها قصد جلب توجه دارد یا اگر واقعاً قصد چنین کاری داشته باشد، درباره آن حرف نمی‌زند؛ در حالی که چنین برداشت‌هایی می‌تواند باعث شود نشانه‌های هشدار نادیده گرفته شوند.»

وی افزود: «حتی اگر فرد صحبت خود را در قالب شوخی یا کنایه مطرح کند، بهتر است اطرافیان به جای تمسخر یا بی‌اعتنایی، وضعیت او را جدی بگیرند و با رویکردی همدلانه به صحبت‌هایش گوش دهند.»

روانشناس بالینی تأکید کرد: «مردم عادی قرار نیست نقش روانشناس یا روانپزشک را ایفا کنند؛ مسئولیت آنها شنیدن، حمایت کردن، تنها نگذاشتن فرد در شرایط نگران‌کننده و کمک به دسترسی او به خدمات تخصصی است.»

سهیلی خاطرنشان کرد: «گاهی یک گفت‌وگوی ساده و محترمانه می‌تواند نخستین حلقه اتصال فرد به شبکه حمایت باشد و همین مسئله نشان می‌دهد که پیشگیری از خودکشی صرفاً یک موضوع تخصصی در اتاق درمان نیست، بلکه یک مسئولیت اجتماعی است.»

پرسیدن درباره افکار خودکشی، این فکر را در ذهن فرد ایجاد نمی‌کند

وی درباره یکی دیگر از باورهای رایج جامعه مبنی بر اینکه صحبت مستقیم درباره خودکشی ممکن است فرد را به این سمت سوق دهد، اظهار کرد: «این تصور که پرسیدن درباره افکار خودکشی باعث ایجاد چنین افکاری می‌شود، باور صحیحی نیست.»

سهیلی افزود: «زمانی که فرد درگیر چنین افکاری است، این افکار پیش از طرح سؤال وجود داشته‌اند و پرسش همدلانه و مسئولانه می‌تواند فرصتی برای بیان احساسات و تجربه‌های او فراهم کند.»

وی ادامه داد: «آنچه اهمیت دارد، نحوه برخورد است؛ فرد نباید در معرض قضاوت، تحقیر یا سرزنش قرار گیرد و گفت‌وگو نیز نباید به گونه‌ای باشد که احساس کند در برابر دیگران مورد بازخواست قرار گرفته است.»

مشاور دانشگاه بوعلی سینا تأکید کرد: «اگر فردی نگرانی جدی درباره افکار خودکشی مطرح می‌کند، موضوع باید جدی گرفته شود و در صورت وجود خطر، دریافت کمک تخصصی و همراهی مناسب اهمیت ویژه‌ای دارد.»

نوجوانان و جوانان؛ گروهی که نباید بحران‌هایشان کوچک شمرده شود

سهیلی با اشاره به شرایط روانی نوجوانان و جوانان گفت: «این دوره از زندگی با تغییرات متعدد و همزمان جسمی، روانی، اجتماعی و هویتی همراه است و فرد ممکن است در برابر برخی فشارها آسیب‌پذیرتر باشد.»

وی افزود: «فشارهای تحصیلی، نگرانی درباره آینده، شکست‌های عاطفی، تجربه طردشدگی، مقایسه خود با دیگران، فشار ناشی از فضای مجازی و تلاش برای پذیرفته شدن در جمع همسالان، می‌توانند برای برخی نوجوانان و جوانان فشار روانی ایجاد کنند.»

سهیلی تصریح کرد: «البته هیچ‌یک از این عوامل را نمی‌توان به‌تنهایی علت خودکشی دانست. مسئله اصلی، تعامل عوامل مختلف و میزان منابع روانی و اجتماعی فرد برای مقابله با آنهاست.»

مشاور دانشگاه بوعلی سینا ادامه داد: «نوجوانی که از کودکی مهارت گفت‌وگو، حل مسئله، تنظیم هیجان، تحمل ناکامی و کمک گرفتن را یاد گرفته باشد، در مواجهه با یک بحران احتمالاً ابزارهای بیشتری برای مدیریت شرایط خواهد داشت.»

وی تأکید کرد: «بنابراین آموزش مهارت‌های زندگی نباید به یک برنامه مناسبتی محدود شود، بلکه باید به شکل مستمر و متناسب با سن افراد در خانواده، مدرسه و جامعه دنبال شود.»

خانواده؛ نخستین شبکه حمایت از فرد در بحران

سهیلی نقش خانواده را در پیشگیری از بحران‌های روانی بسیار مهم دانست و گفت: «نوع رابطه والدین با فرزند می‌تواند بر میزان اعتماد نوجوان برای بیان مشکلات خود تأثیر مستقیم داشته باشد.»

وی افزود: «در خانواده‌هایی که والدین بیش از اندازه سختگیر، کنترل‌گر یا سرزنش‌کننده هستند، ممکن است نوجوان در زمان بروز مشکل ترجیح دهد مسئله را پنهان کند؛ زیرا بیش از آنکه به دریافت حمایت فکر کند، نگران واکنش والدین است.»

روانشناس شبکه بهداشت و درمان در عین حال نسبت به حمایت افراطی نیز هشدار داد و گفت: «حمایت بیش از اندازه و انجام همه امور به جای فرزند نیز می‌تواند فرصت رشد استقلال، مسئولیت‌پذیری و تحمل ناکامی را از او بگیرد.»

سهیلی ادامه داد: «خانواده سالم، خانواده‌ای نیست که هیچ‌گاه در آن اختلاف یا مشکل وجود نداشته باشد؛ بلکه خانواده‌ای است که اعضای آن بتوانند درباره مشکلات گفت‌وگو کنند و فرد بداند در شرایط دشوار، امکان مراجعه به اعضای خانواده و دریافت حمایت وجود دارد.»

«رفتار اشتباه» را از «خود فرد» جدا کنیم

وی درباره نحوه واکنش والدین به اشتباهات فرزندان اظهار کرد: «والدین ممکن است با رفتار فرزند خود مخالف باشند و حتی لازم باشد درباره یک رفتار نادرست، مرزگذاری کنند، اما این مسئله نباید به طرد شخصیت فرزند منجر شود.»

سهیلی گفت: «اگر فرزند احساس کند به دلیل یک اشتباه، ارزش و جایگاه خود را نزد خانواده از دست داده است، احتمال پنهان کردن مشکلات در آینده افزایش می‌یابد.»

وی افزود: «حمایت از فرد به معنای تأیید اشتباه او نیست؛ والدین می‌توانند رفتار نادرست را نقد کنند، اما در عین حال به فرزند اطمینان دهند که برای حل مسئله و اصلاح شرایط، در کنار او هستند.»

روانشناس بالینی خاطرنشان کرد: «ایجاد امنیت روانی در خانواده به این معناست که فرد بداند در زمان بحران، پیش از قضاوت شدن، شنیده خواهد شد.»

رسانه‌ها؛ مسئول اطلاع‌رسانی، نه بازتولید بحران

سهیلی با اشاره به نقش رسانه‌ها در حوزه پیشگیری از خودکشی گفت: «رسانه‌ها می‌توانند در افزایش سواد سلامت روان و تشویق افراد به دریافت کمک نقش مؤثری داشته باشند، اما نحوه پرداختن به موضوع خودکشی اهمیت بسیار زیادی دارد.»

وی افزود:« اطلاع‌رسانی درباره این پدیده باید مسئولانه باشد و به جای تمرکز بر جزئیات آسیب‌زا، بر آگاهی‌بخشی، نشانه‌های هشدار، اهمیت حمایت اجتماعی، ضرورت مراجعه به متخصص و راه‌های دریافت کمک تمرکز کند.»

روانشناس تأکید کرد: «پرداختن هیجانی به موضوعات مرتبط با خودکشی یا بازنمایی غیرمسئولانه آن در برخی محصولات رسانه‌ای می‌تواند برای افراد آسیب‌پذیر پیامدهای نامطلوب داشته باشد.»

وی ادامه داد: «رسانه حرفه‌ای باید ضمن اطلاع‌رسانی، از عادی‌سازی خودکشی، قهرمان‌سازی یا ارائه تصویری که رفتار خودکشی را به یک راه‌حل برای مشکلات تبدیل کند، پرهیز کند.»

پیشگیری از خودکشی باید از پیش از بحران آغاز شود

سهیلی درباره مهم‌ترین راهکارهای پیشگیری اظهار کرد: «پیشگیری از خودکشی یک اقدام واحد و کوتاه‌مدت نیست و نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات فردی، خانوادگی، اجتماعی و تخصصی است.»

وی آموزش مهارت‌های زندگی، افزایش تاب‌آوری، تقویت ارتباطات خانوادگی، کاهش انگ مراجعه به روانشناس و روانپزشک، شناسایی زودهنگام افراد در معرض خطر، حمایت اجتماعی و ارجاع به‌موقع را از جمله اقدامات مهم در این زمینه دانست.

مشاوره دانشگاه بوعلی سینا افزود:« باید کاری کنیم که فرد پیش از رسیدن به مرحله بحران شدید بداند از چه کسی کمک بگیرد و چگونه درباره مشکل خود صحبت کند.»

سهیلی ادامه داد: «آموزش این مهارت‌ها باید تنها متوجه افراد در معرض خطر نباشد؛ بلکه والدین، معلمان، مشاوران مدارس، دوستان، کارکنان حوزه سلامت و حتی عموم مردم نیز باید با اصول اولیه شناسایی نشانه‌های هشدار و نحوه برخورد مناسب آشنا باشند.»

انگ سلامت روان؛ مانعی که بحران را پنهان می‌کند

وی یکی از موانع مهم در مسیر پیشگیری را انگ اجتماعی مرتبط با مشکلات روانی دانست و اظهار کرد: «هنوز در بخشی از جامعه این تصور وجود دارد که مراجعه به روانشناس یا روانپزشک به معنای «بیمار روانی بودن» است و همین نگاه باعث می‌شود برخی افراد حتی زمانی که به کمک نیاز دارند، مراجعه به متخصص را به تأخیر بیندازند.»

سهیلی افزود:« دریافت خدمات روان‌شناختی تنها برای افرادی که با اختلال شدید روانی مواجه هستند، نیست و افراد می‌توانند برای مدیریت هیجانات، بهبود روابط، حل تعارض، افزایش مهارت‌های زندگی یا عبور سالم‌تر از بحران‌های زندگی نیز از خدمات تخصصی استفاده کنند.»

وی تصریح کرد: «جامعه‌ای که مراجعه به متخصص سلامت روان را مانند مراجعه به سایر متخصصان سلامت طبیعی بداند، ظرفیت بیشتری برای شناسایی و مداخله زودهنگام خواهد داشت.»

همکاری میان روانشناس و روانپزشک؛ حلقه مهم درمان

روانشناس بالینی با اشاره به ضرورت همکاری میان متخصصان سلامت روان گفت: «در برخی شرایط، روان‌درمانی و مشاوره می‌تواند بخش مهمی از فرآیند کمک به فرد باشد و در برخی موارد نیز ارزیابی و مداخله روانپزشکی ضرورت پیدا می‌کند.»

وی افزود: «مهم این است که فرد بر اساس شرایط واقعی خود، خدمات مناسب دریافت کند و در صورت نیاز، ارجاع میان متخصصان به شکل درست و به‌موقع انجام شود.»

سهیلی ادامه داد: «نگاه چندتخصصی به مسائل پیچیده سلامت روان می‌تواند به تشخیص دقیق‌تر، مداخله مناسب‌تر و کاهش خطرات احتمالی کمک کند.»

پیشگیری از خودکشی، مسئولیت یک نهاد یا یک حرفه نیست

وی با تأکید بر اینکه هیچ نهاد یا گروهی به تنهایی نمی‌تواند مسئولیت پیشگیری از خودکشی را بر عهده بگیرد، اظهار کرد:« روانشناسان و روانپزشکان نقش تخصصی مهمی دارند، اما پیشگیری زمانی اثربخش‌تر خواهد بود که خانواده، مدرسه، نظام سلامت، رسانه و جامعه در کنار یکدیگر قرار گیرند.»

سهیلی افزود: «فردی که در بحران قرار دارد، ممکن است پیش از مراجعه به متخصص، با یکی از اعضای خانواده، دوست، معلم یا همکار خود صحبت کند؛ بنابراین آگاهی همین افراد از اهمیت شنیدن و جدی گرفتن نشانه‌های هشدار می‌تواند بسیار مهم باشد.»

وی گفت: «هدف این نیست که مردم جای متخصصان را بگیرند، بلکه باید بدانند چه زمانی لازم است موضوع را جدی بگیرند و فرد را به سمت دریافت کمک تخصصی هدایت کنند.»

روز جهانی پیشگیری از خودکشی؛ فرصتی برای عبور از شعار

سهیلی با تأکید بر ضرورت تبدیل روز جهانی پیشگیری از خودکشی به فرصتی برای افزایش آگاهی عمومی اظهار کرد: «اگر قرار باشد این مناسبت تنها به انتشار چند پیام و پوستر محدود شود، بخش مهمی از هدف پیشگیری محقق نخواهد شد.»

وی افزود: «جامعه نیازمند آموزش مستمر درباره سلامت روان، مهارت‌های ارتباطی، تاب‌آوری، حل مسئله، نحوه برخورد با فرد در بحران و شیوه ارجاع مناسب است.»

روانشناس خاطرنشان کرد: «باید به افراد یاد بدهیم که شنیدن یک جمله نگران‌کننده از سوی دوست، فرزند، همکار یا دانش‌آموز را ساده تلقی نکنند و بدانند بی‌تفاوتی یا سرزنش ممکن است فرد را بیشتر از شبکه حمایتی خود دور کند.»

«من صدای تو را می‌شنوم»؛ ساده‌ترین پیام، مهم‌ترین حمایت

سهیلی در جمع‌بندی سخنان خود، مهم‌ترین اقدام در مواجهه با فردی که در بحران قرار دارد را «شنیدن بدون قضاوت» عنوان کرد و گفت:«گاهی فرد بیش از هر چیز نیاز دارد بداند کسی حاضر است حرف‌های او را بشنود و احساساتش را بی‌اهمیت تلقی نکند.»

وی افزود: «جمله‌ای مانند «من صدای تو را می‌شنوم» می‌تواند برای فردی که احساس تنهایی یا بی‌پناهی می‌کند، معنای مهمی داشته باشد؛ البته این شنیدن باید همراه با مسئولیت‌پذیری و در صورت نیاز، هدایت فرد به سمت دریافت کمک تخصصی باشد.»

مشاور دانشگاه بوعلی سینا تأکید کرد: «ما قرار نیست همه مشکلات یکدیگر را حل کنیم، اما می‌توانیم نخستین کسی باشیم که متوجه می‌شود حال یک نفر خوب نیست؛ می‌توانیم گوش دهیم، قضاوت نکنیم، نشانه‌ها را جدی بگیریم و او را در مسیر دریافت کمک تنها نگذاریم.»

به گفته سهیلی، پیشگیری از خودکشی از جایی آغاز می‌شود که جامعه، درد روانی افراد را همانند درد جسمی جدی بگیرد؛ زمانی که صحبت درباره سلامت روان دیگر نشانه ضعف تلقی نشود، خانواده‌ها به جای سرزنش به سمت گفت‌وگو حرکت کنند، مدارس آموزش مهارت‌های زندگی را جدی بگیرند، رسانه‌ها مسئولانه اطلاع‌رسانی کنند و افراد در معرض بحران بدانند که درخواست کمک، نشانه ناتوانی نیست.

روز جهانی پیشگیری از خودکشی می‌تواند یادآور یک حقیقت مهم باشد؛ گاهی نجات یک زندگی، از یک گفت‌وگوی ساده آغاز می‌شود؛ از لحظه‌ای که به جای قضاوت کردن، مکث می‌کنیم و به انسانی که در رنج است می‌گوییم: «من صدای تو را می‌شنوم.»